نمایش شفافیت
این یک عادت از کودکیست که با سنگ ها زیاد وقت مى گذرانم. ناگزیر از بزرگ شدن در منطقه اى کوهستانى که هیچ سنگ و صخره اش بى هویت و نام و داستان نبود. و مهم ترین مرکز ساخت شیرهاى سنگى تا امروز، تجربه ى زیسته اى که موجب مواجهه ى همواره ام با سنگ به مثابه تصویر قدرت بوده است. همچنین نقش پررنگ و گاها متناقض زنانگى و آیین هاى زنانه ى بختیارى در برابر این قدرت نمادین.
تصویر سنگ در موقعیت هاى شهرى اما ادراك متفاوتى است، چنانکه آلبر کامو در اسطوره ى سیزیف توصیف مى کند؛ سنگ به عنوان تصویر نیرومند و بى روح قدرتهایست که انکار شده اند. مفهومى آشنا در زیست روزمره ما، تصویر اعمال قدرت، انکار و نادیده گرفته شدن. ترکیب سنگ و روزنامه هاى کنار خیابان را صورت مادى این ادراك یافتم، که همراه بود با نوعى حس هم ذات پندارى. قدرتى متراکم و منفعل روى سهمگین ترین اخبار که در پایان هر روز زیر همین سنگ ها سرد و خاموش مى شوند و فردا جایشان را به تیترهاى بیش و کم اهمیتى دیگر مى سپارند. وضعیتى در آستانه فاعل و مفعول، تکرارشونده، ابدى و سیزیف وار.
در این پروژه که بر اساس آرشیو روزنامه هاى یک سال گذشته شکل گرفته است، تلاش کرده ام با سماجت بر مشاهده به عنوان کمترین کنش انسانى از انفعال تحمیلى و احساس شى شده گى فاصله بگیرم و با ساختن فضایى بر اساس همنشینى تصاویر، روزنامه ها و سنگ ها مخاطب را به شریک شدن در این تجربه دعوت کنم.
میترا سلطانى
آبان 99